به احترام پدر و استادت از جای برخیز …………. پس مادر چی ؟

ژانویه 6, 2009 در 9:58 ب.ظ. | نوشته شده در 1 | ۱ دیدگاه

سه جلسه انجمن اولیا و مربیان مدرسه فرزندم رو شرکت کرده بودم

از یکی از خانمهای اعضا جلسه هم قول همکاری در مورد کمپین برابری خواهی گرفته بودم

خانم «ن » بعد از خوندن برگه ی کمپین گفت که حاضره امضا بگیره حالا حتی در حد پر کردن یه برگه ی کمپین باشه …

خانم «ق» هم بعد از خوندن پرسید :

حالا چیکار کنم امضا بزنم ؟

منم سرمو تکون دادم

امضا زد و بهم برگردوند

در مکان نیمه عمومی که متعلق به اداره آموزش و پرورش هم هست کمی شاید بی احتیاطی بود امضا گرفتن ، ولی من در این چند جلسه شناختی از اعضا پیدا کرده بودم و می دونستم همکاری خواهند کرد …البته اینو بگم که این بدور از چشم مدیر مدرسه بود …

حالا آقای «ز» برگه رو گرفت بخونه و همین طور مشغول خوندن بود که خانم » ق» به من رو کرد و گفت :

رو دیوار رو نگا کن ….

من به سمت نگاهش به همون نقطه نگاه کردم ، بالای تخته سیاه زیر عکس دو رهبر ایران ، نوشته ای بزرگ زده بود که این متنش بود :

به احترام پدر و

استادت از جای برخیز

دقیقن به همین شکل نوشته شده بود

خانم «ق» در ادامه گفت گویا مربیان این مدرسه برای مادران احترامی قائل نیستند …

یعنی برای مادر نباید از جای بر خاست؟؟!

اینکه در کتاب خدا «قرآن کریم » هم اومده که احترام به والدین از ضروریات است ، مگه فقط گفته پدر…..؟

صندلی گذاشتم و رفتم بالای اون

برگه رو از دیوار کندم،

در همین حین اعضای دیگر انجمن از راه رسیدند و من برگه ی کمپین رو با دو امضا در کیفم گذاشتم.

با اومدن مدیر دبیرستان جلسه رسمی شد و من بعنوان آغازگر جلسه …برگه بالای تخته سیاه رو به مدیر نشون دادم و از توضیح خواستم

مدیر که سعی داشت قیافه ی متعجبی به خودش بگیره و بگه خبر نداره

با تعجبی خاص به برگه نگاه کرد

و این جمله رو

به احترام پدر ….

و استادت از جای برخیز

تکرار کرد، . بعد پوشه ای رو از کمد دیواری مدرسه بیرون کشید و دید تمام نوشته ها به همین صورت است

من در ا دامه گفتم :

نکنه آقای مدیر فکر کردن اینجا مدرسه پسرانه هست نباید اسمی از مادر بیاد در صورتی که نیمی از اعضای انجمن از خانمها و همینطور اعضای تشکیل دهنده درجلسات ِ مدرسه بیشتر از مادران هستند ،

این چه معنی داره ؟؟ آقای مدیر توضیح بدهید….

آقای مدیر کماکن اظهار بی اطلاعی می کرد و من

می گفتم چطور ممکنه چندین ماه این نوشته ها در تمام کلاسها بالای تخته زده رو شما ندیدید ..؟؟من یکی رو از دیوار کندم و ازتون می خوام بقیه رو از دیوار بکنید …تا جلسه ی بعدی ببینیم چه تغییری ایجاد می کنید ..

این نوشته در تمام کلاسها بود ..

…………………………….

برای کمپین دوتا امضای خیلی خوب گرفتم

و نکته ای رو هم با کمک خانم «ق» به مدیر گوشزد کردم

ولی همچنان فکر می کنم جامعه مردسالار می خواد پسران ما از کودکی جایگاه ویژه ای برای مادران و زنان جامعه قاِئل نشن وگرنه چطور این اشتباه در مورد نام پدر نشده بود…

در پایان جلسه آقای «ز» از من خواست هوشیارانه عمل کنم و مراقب باشم در هر مکانی برگه ی کمپین رو نشون ندم

اون گفت:

شما باید باشید کم و همیشه .. نباید کاری کنید به چشم بیایید و ..و

من در جواب گفتم :

کمپین اهداف مشخصی دارد که با دین مغایرتی ندارد و فقط به مسایل حقوقی زنان می پردازد و به عملکرد سیاسی کاری ندارد…حتی ما از دو آیت الله هم تاییدیه گرفتیم که در هر نظام دینی در اسلام حکم ثانویه ای وجود دارد که حاکم در این حکومت می تواند بر اقتضای زمانی و نیازهای جامعه حتی قوانینی مثل ارٍث دختر و پسر که در قرآن آمده رو تغییر بدهد …

گفتگوی من با آقای «ز » یه ساعتی بطول کشید ولی بسیار برام مفید بود چون راهکارهای خوبی بهم نشون داد تا در شهر کوچکی همچون آمل بتونیم موفقتر عمل کنیم.

آذرماه 87

فرشته

بوش اعتراف به اشتباه کرد ..شما ای نمایندگان الله بر زمین آیا اعتراف به اشتباه در ادامه جنگ با عراق به مدت هشت سال می کنید ؟

دسامبر 5, 2008 در 6:49 ب.ظ. | نوشته شده در 1 | بیان دیدگاه

در سیمای جمهوری اسلامی سخنان بوش رو نشون دادند و اعلام کردند که بوش اعلام داشته که اطلاعات آمریکا اشتباه کرده و در عراق هیچ سلاح کشتار جمعی وجود نداشته و …

آیا نظام جمهوری اسلامی هم روزی اعتراف خواهد کرد .. اعتراف به اینکه جنگ ایران با عراق در بعد از آزادی خرمشهر باید صلح می شده ؟ اینکه این صلح در آنزمان باعث پرداخت غرامت جنگ از جانب عراق به ایران می شده ، اینهمه جوانان گوشت دم تیر و تانک نمی شدند و فرزندان و خانواده هاشان بی سرپرست … ؟ عده ای زیادی به عنوان رزمنده و جانباز و خانواده شهید در عین بی سوادی از سهمیه ها مختلف استفاده نمی کردند و همچنین پستهای مدیریتی به انسانهای کوچک و بی سوادی چون کردان و امثالهم داده نمی شد ؟ اینهمه بودجه بنیاد شهید نبوده .. اینهمه مدارس شاهد و .. تشکیل نمی شد ؟ اینهمه جانباز شیمیایی نداشتیم که سالها زجر و درد کشیدن شان را ببینیم و عذاب بکشیم و لعنت بر مسبب آن بفرستیم ؟اسیران کمتری در عراق داشتیم که آنها هم خیلی زود به وطن بر می گشتند ..نه اینکه سالهای سال در غربت و اسارت زیباترین روزهای جوانی خود را سپری کنند ..

چقدر از میزان خرابی و ویرانی در استانها و مناطق جنگی کم می شده ؟ ایا اگر صلح در زمان مناسب انجام می شده ، به دوران موشک زنی ( تهران ) و استفاده از سلاح شیمیایی که اواخر جنگ ایران با عراق بود ،بر می خوردیم ؟

شاید اصلن جریان بمباران شیمیایی حلبچه اتفاق نمی افتاد چرا که صدام به بهانه اینکه تعدادی از مردم حلبچه با ایرانیان همدست شده اند آنانرا را قتل عام کرد ..

ما چه زمان شاهد این اعترافات خواهیم بود ؟

اینان آنقدر ایت الله خمینی را معصوم می دانند و یا معصوم نشانش می دهند که هرگز این اعتراف را نخواهند کرد ، سران نظام ایران هرگز در هیچ کدام از سیاستهای داخلی و خارجی خود اعترف به اشتباه نمی کنند ..چرا؟

یعنی اینقدر به خود مطمئن هستند که تمامی عملکردشان درست است ؟ ایا به واقع اینان خود را نماینده خدا بر زمین نمی دانند ؟

از ریاست جمهوری آمریکا بیاموزید که به موقع اشتباه از مردم آمریکا معذرت می خواهد و پاسخگو رفتار و عملکردهای خود هست ..حتی مردم می توانند او را به دادگاه بکشانند و منتقدین براحتی سیاستهای او را نقد می کنند …

ما چه ؟

.در ایران حتی کسی که با آنهمه افتضاح از جانب مجلس استیضاح می شود ، از جانب ریئس جمهور لوح تقدیر دریافت می کند ..تقدیر برای دروغ گفتن .. برای گول زدن میلیونها ایرانی

ما چه ؟

منتقدین ما کجایند؟ در سیاهچالهای زندانها ..در تبعیدگاه ها ..در کشورهای دیگر آواره ؟؟؟

کسی به سوال من جواب بدهد .. سران محترم جمهوری اسلامی ایران اگر کسی از شما انتقاد کند با او چه می کنید؟ .. آیا شما هرگز اعتراف می کنید که ایران را نابود و ایرانیان را به پایین ترین درجات اخلاقی ( در داخل ایران ) و ارزش و اعتبار در سطح جهان رسانده اید ؟( ارزش پاسپورت ایرانی از آخر در جهان بعد از افغانستان است )

یعنی می بینیم روزی ایرانی دمکراتیک که همه با آزادی و بی ترسی آنچه حقشان است را مطالبه کنند ؟؟

زنی بر بالای دار در اوین …هشداری برای همه ی ایرانیان… دختري نام بلوتوث خود را» مرد ستیز » نهاده

نوامبر 27, 2008 در 9:30 ب.ظ. | نوشته شده در 1 | ۱ دیدگاه

دو روز گذشته … زنی بر بالای دار در اوین …هشداری برای همه ی ایرانیان

دخترم نام بلوتوث خود را» مرد ستیز » نهاده !!مقصر کیست ؟

چندین ساعت گذشته …نمی توانستم بنویسم ..نمی شد بنویسم .. اعدام برای من یاد آور خاطرات تلخ کودکی من است .

مادری بر بالای دار هزاران حرف دارد ..
چطور می توان ننوشت؟
…چطور می توان ساکت بود و خون گریه نکرد؟..وقتی من خود دختری در سن 15 سالگی دارم ..
وقتی مادری هستم که با تمامی توانم سعی دارم محیطی آرامی برای دخترم بوجود آورم ..چطور برای مادری که با نگرانی به اینده فرزندان دختر خود بر بالای دار رفته ، پریشان نشوم.

وقتی اسم بلوتوث دخترم رو خوندم ، نگران شدم … او نام بلوتوث گوشی همراه خود را (( مرد ستیز )) گذاشته ..
با خودم فکر می کنم چه کنم تا از این ذهنیت بیرون بیاید و بدانند که مردان در ذات بد نیستند ،اصلن برای چه چنین نامی انتخاب کرده؟ آیا رفتار و نوع نگاه کالایی جامعه به دختران ما این تاثیر منفی را در او نگذاشته؟

بلکه این قانون و عرف و سنت غلط ، این دین مرد سالار است که در ذهنشان این را حقنه می کند که مرد هستند ، جنسیت برترند و یا قویترند به لحاظ جسمی وجنسی .. نمی توانند خود را کنترل کنند باید چند همسر برگزینند تا شهوتشان ارضا شود ، دین و قانون این اجازه را می دهد که همسران صیغه ای داشته باشند …
کودکان پسر ما را از کودکی در محیط خانواده ی اکثر ایرانیان و در مرحله ی دوم در جامعه اینگونه پرورش می یابند
با خود می گویم چقدر باید بجنگیم تا این فرهنگ غلط از ایران عزیزمان دور شود .. ایران عزیزمان با آن تمدن بزرگ .. چرا بدیگونه درآمده ؟..

مردی به دختری 14 ساله حمله می کند و قصد تجاور به او دارد ..مادر این کودک که البته به نقل از دوست مهربانم آینده ما که قانون جمهوری اسلامی دختر 9 ساله را کودک نمی داند این دختر که 14 ساله هست ،. . سر می رسد و با مرد درگیر می شود ..

مادری که برای هزار مشکل اقتصادی خود برای گذران زندگی فرزندان خود تن به ازدواجی موقت می دهد …این مادر که همسر موقت این مرد متجاوز است در درگیری با مرد ، او را به قتل می رساند … حال دو روز است در میان ما نیست …به جرم ارتکاب به قتل مردی متجاوز …بر بالای دار یه ما هشدار می دهد …چه بر سر میهن و هم میهنمان آمده ؟
چرا اینهمه سکوت ؟
سوکت تا به کی ؟
قانون بیمار نظام جمهوری اسلامی هر ایرانی را می آزارد … قلبن متاثر می کند

در جایی دیگر از ایران زمین زنی به سنگسار محکوم می شود
زیرا همسرش او را از خانه بیرون کرده و او درمانده ، آوراه خیابانها در شهری غریب پناه به مردی دیگر می آورد .. در چند ماه گذشته همین مرد که پناه به زنی داده سنگسار کردند ( تاکستان )… و این زن هم منتظر مجازات در زندان بسر می برد
کسی عدالت را برای من معنا کند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قانون بیمار ما که زاییده افکار بیمار مردانی است که دایه دار دین هستند و سنگ الله را بر سینه می زنند

شرم کنید
شرم کنید

در قانون جمهوری اسلامی دفاع از خود و ناموس چه معنایی دارد ؟؟؟
آیا جز اعدام و مرگ معنایی دیگر دارد ؟؟
همان ناموسی که این دولت مردان دم از آن می زنند ..همان ناموسی که به بهانه حفظش با چماق بر سر دختران ما می کوبند.. و تحقیرشان می کنند ..
همان حفظ ناموسی که زنان ما را از پوشیدن رنگهای روشن در تابستان و در زمستان از پوشیدن چکمه منع می کند …

به نظر شما ، خوانندگان عزیز و دوستان مهریانم آیا حق با دخترم نیست که نام بلوتوث گوشی خود را مرد ستیز بگذارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کودکان دختر ما که از همان آغاز تولد ذهنشان را نسبت به جنسیتشان مسموم می کنند و آنان را ضعیف و ناقص می پندارند و همانگونه می پرورند ..
وقتی دختری بدنیا می آید .. از همان آغاز پدر ابرو در هم می کشد ..(اکثریت )

دو روز است که مدام در فکرم
جنازه ی زنی بر بالای دار
در اوین
این زن حرفهای زیادی می زند … اگر برابری در فرصتهای شغلی وجود داشته باشد و به اقتصاد زنان ما توجه شود آیا از این حوادث دردآور کاسته نخواهد شد ؟

آیا اگر برابری در قوانین چون ارث و دیه، در پایین آمدن آمار اینگونه مسایل تاثیر ندارد ؟
ای کاش نظام کمی بیشتر به مسئله زنان اهمیت می داد … ای کاش واقع بینانه تر قوانین را تصویب و اجرا می کردند
ای کاش ….ای کاش
فرشته

نظام جمهوری اسلامی عامل بالا رفتن آمار تنفروشی در ایران

نوامبر 3, 2008 در 3:35 ب.ظ. | نوشته شده در 1 | 4 دیدگاه

نظام جمهوری اسلامی عامل بالا رفتن آمار تنفروشی در ایران

 

در هر جامعه ای دولت و قدرت سیاسی مسئول تامین رفاه و امنیت شهروندان است. سیاستمداران باید با برنامه ریزی های مختلف جامعه ای در خور شان انسان و خواسته های وی بوجود بیاورند. باید حفظ حرمت انسان سرلوح این برنامه ریزی قرار بگیرد. باید در کنار ایجاد کار مناسب که حق ابتدائی هر شهروندی است،امکانات برای شکوفائی وی تهیه گردد. انسان خلاق و مبتکر باید بتواند ابتکار و علائق اش را سازمان داد و از زندگی خود لذت ببرد. ما بدنیا نیامده ایم که فقط کار کنیم. بلکه باید مثل انسان هم رشد کنیم و از امکاناتی که بشر بوجود آورده است بهره مند شویم. وقتی این نقطه عزیمت ما باشد آنوقت متوجه میشویم که جمهوری اسلامی چه کرده و چه نقشی در گسترش تن فروشی داشته است.این یک واقعیت است که فحشا و خرید و فروش سکس قدمتی به طول مدنیت انسان دارد. اما این نباید بهانه ای برای دولتمردان و سیاستمداران شود که فرضشان ادامه این وضعیت باشد. در دوره ای از تاریخ بشر شیوع بیماری وبا ساکنان یک شهر از بین میبرد ولی امروز اینطور نیست.

در ایران جمهوری اسلامی این حقیقت تاریخی یک واقعیت تلخ را بوجود آورده است. تحمیل فقر به توده های عظیمی از مردم و در کنار آن بی حقوقی مطلق؛ ظاهرا یک امر عادی است. کار و تامین اجتماعی مردم تاکنون جزو برنامه این رژیم نبوده و نخواهد شد. در کنار این وضعیت سیستم آپارتاید جنسی و تحمیل بیشترین خشونت علیه زنان؛ تن فروشی را امروز به یکی از فاکتورهای اصلی تامین زندگی خانواده های بسیاری نموده است. تن فروشی یک انتخاب اجباری است. از سر استیصال است.

 

بالا رفتن تنفروشی در ایران بسیار نگران کننده می باشد و نگران کننده تر این است که اشباع شدن این بازار در داخل ایران  ، زنان برای دادن خدمات جنسی  به کشورهای همجوار به خصوص شیخ نشینان عرب ( به خصوص دوبی ) مهاجرت می کنند .

علل تنفروشی در زنان

 

وضعیت خانوادگی .دوران کودکی یا نوجوانی از سرپرستی توامان پدر و مادر محروم بوده اند .

اعتیاد یکی از والدین یا هر دو

خشونت بالا در خانواده و کمبود روابط عاطفی در بستر خانواده

22.5 در صد از این زنان در کودکی یا نوجوانی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند .

فرار از خانه

ازدواج اجباری و اعتیاد همسر

و

مساوی نبودن بازار کاربرای زنان و مردان  در ایران

 

با نگاهی به عوامل منجر به تنفروشی زنان در ایران می بینیم که :

 

فقر و بی حقوقی زنان در همه ی عوامل وجود دارد .زنان که از این مشکلات رنج می برند واز  موقعیت فرودستی در قانون برخوردارند بر سر ناچاری به تنفروشی روی می اورند .

 

 اسلام و قوانین شریعت خود یکی از عوا مل دامن زدن به این وضعیت هستند. نمیشود با قوانین متحجر 1400 پیش جامعه انسانی امروز را سازمان داد. قوانین ویژه خانواده مثل چند همسری ، صیغه، حق طلاق، حضانت کودکان، حقوق زنان ، بیکار عظیم در میان زنان ، همه و همه عوامل اصلی ایجاد تضاد در جامعه ایران هستند. ناهنچاری های مختلف را بوجود میاورد . این نکته را هم نباید فراموش کنیم که چامعه بشری بیش از هر وقت دیگری به هم نزدیک شده است.ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. مردم در ایران هم؛ خواستشان و توقعاتشان از خود و از زندگیشان تغییر کرده است. در چنین اوضاعی است که میتوان دید چگونه اسلام بعنوان ایدئولوژی حاکم بر جمهوری اسلامی نه تنها عامل اصلی بوجود آموردن این اوضاع است بلکه به مانع اصلی تغییرات هم تبدیل شده است. تغییر این تصویر تنها با کنار زدن جمهوری اسلامی ممکن است. تامین یک زندگی انسانی در ایران تنها با برقراری یک جامعه برابر و آزاد متکی بر اراده بشر امکان پذیر است.

 

مطالعه‌ی دقیق چگونگی رشد تن‌فروشی در شرایط نامطلوب اجتماعی- اقتصادی ایران، بدون پرداختن به گفتمان‌های گوناگون سیاسی که جایگاه زن ایرانی را در راس بررسی‌های خود از زندگی و نظام سیاسی در ایران قرار می‌دهند، ممکن نخواهد بود.  

 

(نباید فراموش کنیم که در بازی بر سر قدرت، همواره شرایط دشوار زن بودن و زنانگی در ایران – به عنوان نقطه‌ی مقابل پی‌رفت‌های زنان در غرب- به منظور جلب حمایت افکار عمومی، در مرکز مباحث سیاسی در محافل غربی جای داده می‌شود.)

در پی این‌گونه تحلیل‌ها از وضعیت مردمسالاری و برابری زنان در منطقه که به موازات نگاه فعالین حقوق زنان در ایران هم هست، تصویری متفاوت از زنان تن‌فروش در ایران حاصل می‌آید که با نگاه غالب درون اجتماع، که تن و بدن زن را بستر آلودگی و شهوانیات می‌داند، در تضاد است.

 

می توانیم بگوییم که دو دیدگاه نسبت به مسئله تنفروشی درایران وجود دارد :

 دیدگاه نخست، تن فروشان را به خاطر فساد اخلاقی مجرم می‌شناسد. در نتیجه خدمات جنسی در کنار سایر فعالیت‌های جنایی و رفتارهای غیراخلاقی- از اغتشاش عمومی و اعتیاد به مواد مخدر گرفته تا خیانت اخلاقی- قرار می‌گیرد. اگرچه فرار از خانه جرم محسوب نمی‌شود، اما تن فروشی فراریان در خیابان برای امرار معاش مایه‌ی ننگ تلقی می‌گردد. این دیدگاه فقط به نهاد‌های مجری قانون محدود نیست، بلکه بسیاری از اخلاق‌گرایان نیز- اعم از مذهبی‌ها یا غیر مذهبی‌ها-  گسترش خدمات جنسی و عادی شدن آنرا تهدیدی برای سلامت جامعه به شمار می‌آورند.

 

دیدگاه دوم بیشتر برخوردی دلسوزانه نسبت به موضوع دارد، و تن فروشی را ناشی از نابرابری‌های اقتصادی در جامعه می‌داند. این دیدگاه متعلق به محققان غیرمذهبی و مردم عادی است، و به ویژه در مورد نوجوانان فراری و عرضه‌کنندگان جوانتر خدمات جنسی، آنان را به عنوان قربانیان شرایط بحرانی به حساب می‌آورد.

 

با توجه به اینکه در گزارشات شش ساله  گذشته در ایران در مورد پیامدهای ناهنجاری های اجتماعی اعلام گشته  :

 روسپیگری و فرار از خانه به عنوان دو پدیده‌ی رو به رشد ، ناشی از گسترش فقر در کشور مطرح است .

 

عرف و دین :

تکرار می کنم :

اسلام و قوانین شریعت خود یکی از عوا مل دامن زدن به این وضعیت هستند. نمیشود با قوانین متحجر 1400 پیش جامعه انسانی امروز را سازمان داد. قوانین ویژه خانواده مثل چند همسری ، صیغه، حق طلاق، حضانت کودکان، حقوق زنان ، بیکار عظیم در میان زنان ، همه و همه عوامل اصلی ایجاد تضاد در جامعه ایران هستند. ناهنچاری های مختلف را بوجود میاورد .

در فرهنگ شیعه و اعتقادات مذهبی ایرانیان، ازدواج موقت یا صیغه، به عنوان راهی قانونی برای خرید و فروش تن، نهادینه شده است. بسیاری «صیغه» را روش اجتماعی قابل قبولی برای کنترل روسپی‌گری می‌دانند که سنت پیغمبر نیز آن را مجاز می‌داند. اما عموم مردم ازدواج موقت را نکوهش می‌کنند. در تابستان 2002 یک روزنامه‌ی محافظه کار خبر از تاسیس یک کمیته‌ی دولتی برای راه اندازی روسپی‌خانه‌های دولتی به نام «خانه‌های عفاف» داد.

این خانه‌ها قرار بود خدماتی را در زمینه‌ی ازدواج موقت، تامین سرپناه موقت، آزمایش منظم اچ.آی.وی/ ایدز، و تامین قرص‌های جلوگیری از بارداری، و در صورت نیاز، سقط جنین ارائه دهد. بحثی که بر سر «خانه‌های عفاف» درگرفت بقدری شدید شد که مقامات مجبور به منحل کردن آن کمیته (یا پنهان‌کاری در مورد آن) شدند. به عبارت دیگر، با وجود آن‌که صیغه از نظر قانونی در ایران مجاز است، اما از نظر اجتماعی موضوعی بحث‌انگیز است، و از سوی دیگر، با وجود آن‌که رفتارهای جنسی دختران فراری غیرقانونی است، اما از نظر فرهنگی با آن مدارا می‌کنند. در نتیجه، با وجود آن‌که روسپیگری و تجارت جنسی هم قبل و هم بعد از انقلاب غیرقانونی بوده‌است، اما به خاطر استانداردهای دوگانه‌ی اخلاقی در مورد ممنوعیت تن‌فروشی و مجاز بودن مفاهیم «سکس خوب»، لذت واقعی، تمایلات طبیعی، انتظارات محبت آمیز، و رفتار اخلاقی به عنوان ارزش‌های اجتماعی معرفی می‌شوند، که قابل تغییر و سرزنش هستند.

 

تحریم های بین المللی و افزایش روسپیگری در تهران

 

مواردی که تابستان امسال به شکل قابل ملاحظه ای در سطح پایتخت و شهرهای بزرگ  ایران افزایش یافته است. این روزها با فرا رسیدن غروب آفتاب، عملا خیابان های اصلی به جولانگاه روسپی ها و مشتریان دست به نقدشان ، با سنین مختلف و از هر طبقه و گروه اجتماعی بدل شده است.

بنا بر آمار رسمی سن روسپیگری در ایران به سیزده سال رسیده و به گفته کارشناسان مسائل اجتماعی ، گسترش روز افزون فقر یکی از مهمترین دلایل ان است.

حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو کارگروه زنان و دختران آسیب دیده در ایران اخیرا با اشاره به کاهش سن روسپیگری در کشور ، فقر و بیکاری را یکی از اصلی ترین دلایل بروز این پدیده دانسته و تصریح کرده است یازده درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می‌زنند.

به گفته آقای زاهدی پور این آمار نشان می‌دهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.

به عقیده ناظران مسائل ایران، یکی از ملموس ترین پیامدهای اجتماعی تحریم های بین المللی علیه برنامه اتمی جمهوری اسلامی که به افزایش بی رویه نرخ تورم و گسترش خط فقر انجامیده، کاهش سن تن فروشی و فراگیر شدن این پدیده در میان بانوان طبقات فرودست جامعه ایرانی است.

بر اساس آمار بانک مرکزی ایران نرخ تورم در خرداد ماه سال جاری به بیست وشش درصد رسیده و در همین حال حدود چهل درصد مردم زیر خط فقر قرار گرفته اند.

مقامات جمهوری اسلامی بارها با بی اهمیت توصیف کردن تحریم های بین المللی ، منکر آثار زیانبار این تحریم ها بر پیکر جامعه ایرانی شده اند.


بازداشت عشا مومنی از فعالان کمپین یک میلیون امضا

اکتبر 19, 2008 در 4:11 ب.ظ. | نوشته شده در 1 | 2 دیدگاه

تغییر برای برابری -عشا مومنی عکاس، دانشجو، فعال جنبش زنان و از اعضای کمپین کالیفرنیاست. او روز چهارشنبه 24 مهر در بزرگراه مدرس توسط پلیس نامحسوس بزرگراه بازداشت شد. بازداشت عشا با شیوه غیرمتعارف و غیر قانونی صورت گرفته است. اتومبیل او را به دلیل سبقت غیرمجاز متوقف می کنند سپس او را بازداشت و به بند 209 زندان اوین، منتقل می کنند.

پیش از انتقال او به اوبن، ماموران وارد خانه آنها می شوند. آنها هم حکم جلب و هم حکم بازرسی منزل آنها را داشتند و ضمن بازرسی خانه، کامپیوتر و فیلم های ضبط شده برای پروژه دانشجویی او را با خود به زندان اوین منتقل می کنند.

در حالی که دوستان و همراهان عشا بر اطلاع رسانی در مورد بازداشت وی تاکید داشتند اما به خواست خانواده او چند روزی در مورد انتشار خبر اقدامی نکردند. ماموران به خانواده عشا قول مساعد و آزادی عشا را در صورت عدم انتشار خبر داده بودند.

اما امروز یکشنبه 28 مهر با گذشت 5 روز از بازداشت عشا، پدرو مادر وی برای پی گیری وضعیت دخترشان به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. به آن ها گفته شده است که دیگر به دادگاه مراجعه نکنند و دادگاه تا پایان بازپرسی پاسخی به سئوالات خانواده نمی دهد. در مراجعه خانواده عشا به دادگاه انقلاب به گفته پدراو در برگه رایانه ای که آنها از دادگاه دریافت کرده بودند تاریخ بازداشت عشا 27 مهر قید شده بود در حالی که او را روز 24 مهر بازداشت کرده بودند.

عشا مومنی که دانشجوی رشته کارشناسی ارشد ارتباطات و هنر در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نورتریج است 2 ماه پیش برای دیدار با خانواده و انجام کار دانشجویی اش به ایران باز گشته بود. ر طول این مدت نیز به منظور انجام پایان نامه خود درباره جنبش زنان ایران، یک مجموعه مصاحبه و فیلمبرداری از فعالان کمپین یک میلیون امضا در تهران انجام داده بود.

فعالان حقوق زنان نسبت به شیوه بازداشت، برخورد غیرمسئولانه با خانواده نگران مومنی و بازداشت بی دلیل عشا اعتراض دارند.

صفحهٔ بعد »

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.